Friday, August 18, 2006

Burlesque

1.دوران ِ غارنشيني ما تمام شد. تجربه ي جالبي بود روي هم رفته.


2.عنوان بلاگ را هم تغيير داديم.به هزار و يك دليل.كه يك دليلش اين بود كه وقتي اسم بلاگ را گذاشتيم« تراوشات يك ذهن كثيف»نيت داشتيم مطالبي را اينجا پابليش كنيم كه بي ربط به اين عنوان نبود و دغدغه هايي بود از اين دست.اما بعد نظرمان برگشت و تقريبن از همان اوايل قصد كرديم عنوان را عوض كنيم كه تنبلي و پاره اي مسايل ممانعت كرد.اين شد كه حالا شده بورلسك !


3.اين برادر ميرزا قشم شم ما جديدن چپ ميره راست مياد ما رو ماچ مي كنه(!).البته اين كارش اصلن جديد نيست و خانواده محبت دارند به ما كلن!. منتهاي مراتب تيراژ اين ماچ ها زيادي زياد شده وبراي ما اين شبهه پيش آمده كه نكنه به اين بچه الهام شده كه ما چند صبايي بيشتر مهمان اين فاني دنيا نيستيم و عزيزان بايد بيشتر قدر ما را بدانند و الخ. فريد جان!، دستم به پاچه ي شلوارت، سر جدت اگه خبر مبري داري به ما هم بگو...بلكه خودمان هم حواسمان را بيشتر جمع كنيم...واللا! آدم كه كف دستشو بو نكرده.


4.آقاي امير قادري عزيز، درست است كه ما يك كفترباز توپيم و امكان ندارد از كنار عكس جناب پل نيومن ، با بك گراند آبي ِ متمايل به رنگ چشمانش به همين سادگي بگذريم ولي اين دليل نمي شود كه خانم دانا ريو از 11 آوريل 1992 تا 10 اكتبر 2004(موقع مرگ)توامان هم زن ِ گريگوري پك باشد و هم زن ِ كريستوفر ريو!. وتازه مشتركن از اين آقايون يك بچه داشته باشد.گويا شما سهوا حافظه ي فوق العاده ي كفتربازها را دست كم گرفته ايد كه در فاصله ي چند صفحه اي اين اشتباه قوم و خويشي را مرتكب شده ايد.( ر.ك. به مجله ي «دنياي تصوير»- شماره 159- صفحات 43 و 49 )

0 Comments:

Post a Comment

<< Home

Blog Counter